۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

نامه دوم کروبی به رفسنجانی

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آيت الله هاشمی رفسنجانی
رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام
اين دومين نامه ای است که پس از شبه انتخابات رياست جمهوری اخير به شما می نويسم. نامه اول را پس ازآن به شما نوشتم که اخباری بسيار ناگوار و تکان دهنده از درون بازداشتگاهها به گوش من رسيد و بر خود ديدم که از شما بخواهم بنا بر جايگاه حقوقی خود به اين اتفاقات رسيدگی کنيد و نگذاريد در جمهوری اسلامی تعرض به جان و مال و ناموس مردم تبديل به امری معمول و عادی شود. متاسفانه اما آن نامه اثری در مسئولان نکرد و ديديد که بی توجهی و بی حرمتی به حقوق مردم، چه آتشی به خرمن اعتماد زد و چه آبرويی از نظام ما زايل کرد. البته صلاح مملکت خويش مسئولين دانند. با اين حال اگر آن نامه سرانجامی پيدا نکرد با خود گفتم که شايد رسيدگی به آن نامه از دايره اختيارات شما خارج بوده است. اکنون اما اين نامه دوم را از آن روی به شما می نويسم که ديدم اجلاسيه مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و آنچه در اين مجلس بايد مطرح می شد، مطرح نشد و آنچه بايد توسط اعضای آن مجلس مورد کنکاش قرار می گرفت، مورد کنکاش قرار نگرفت؛ و در يک کلام مجلس خبرگان که ممتاز ترين نهاد نظارتی در نظام جمهوری اسلامی بايد باشد به نهادی بی اثر تبديل شد؛ و ماحصل اين اجلاس صرفا چند سخنرانی و صدور بيانيه ای بود که بدون برگزاری اجلاس و جمع شدن اعضای محترم آن مجلس و زحمت بردن بسيار، هم می شد آن را انجام داد.

اينچنين بود که تصميم گرفتم اين نامه را به شما بنويسم و رشادت ها و دليری های حضرت امام خمينی و نيروهای انقلابی در عصر ستمشاهی را يادآوری کنم و تاکيدی که امام و شاگردان او همچون من و شما بر مقابله با ظلم و جور داشتيم را به خاطر شما بياورم، و توضيح دهم که فلسفه وجودی مجلس خبرگان رهبری و مسئوليت اعضای آن چه بود، تا بعد شما خود داوری کنيد که در شرايط خطير کنونی چه مسئوليتی بر عهده شما بوده و هست و شما تا چه حد جايگاه صندلی ای که بر آن تکيه زده ايد را حفظ کرده و به چه ميزان در جايگاه رياست مجلس خبرگان، حافظ انقلابی بوده ايد که اصلی ترين هدف آن مقابله با بی عدالتی وتضييع حقوق مردم بوده است.


جناب آقای هاشمی
امام خمينی در شرايطی سخت و خطير و در تاريکی استبداد پهلوی، برای دفاع از اسلام و آزادی مردم از استبداد و استعمار، پنجه در پنجه نظامی انداخت که مستظهر به حمايت خارجی و تا بن دندان مسلح بود و خون جوانان را به ارزانی در خيابانها می ريخت. شما که يکی از شاگردان امام و در رکاب ايشان بوديد می دانيد که اگر نبود اعتقادی الهی و عزمی راسخ، مقابله با قدرت مطلقه شاه و استبداد شاهنشاهی و آن فداکاری ها و جانفشانی ها ميسر نمی شد. حتما به خاطر داريد که در آن شرايط هولناک و در راه مبارزه با جور و استبداد، ابتدا تعداد همراهان همدل در صنف روحانيت بسيار کم بود. هنگامه خطر کردن بود و زمانه زندان و شکنجه و بگير و ببند و تبعيد و دربدری و آوارگی. نه احتمالی قوی به پيروزی بود و نه برنامه ای برای تقسيم غنايم.
ايمان و باور قلبی به اسلام و عدالت و مردم در دلهای ما حاکم بود و شوق قدم زدن در بيابان به قصد کعبه. آن رشادت ها و فداکاری ها به رهبری حضرت امام به انقلابی اسلامی و ضد استبدادی منجر شد که ما امروز وارثان آن هستيم و عدالت خواهی آن به مرزهای کشور نيز محدود نميشد و هدفی جهانی داشت از جمله در سرزمين فلسطين و قدس شريف.

جناب آقای هاشمی
من در مقام يکی از شاگردان مکتب امام خود را مديون ايشان و رهبری شجاعانه شان می دانم و با خود عهد کرده ام که تا پايان عمر در رکاب آن انديشه و حافظ آن ميراث گرانقدر اسلامی و ضد استبدادی باشم. چه باک که در اين مسير در نظام جمهوری اسلامی دفتر شخصی و دفتر حزبی مهدی کروبی را پلمپ کنند و روزنامه اش را توقيف و يارانش را نيز در بند سازند. چه باک که جريده هايی دهان دريده به اسم ايران و وطن، از زمين و کيهان بر من بتازند و بيت المال را خرج فحاشی خود کنند و از اين راه مواجب بگيرند و رسانه ملی را نيز تبديل به يک توپخانه حزبی و سياسی عليه اينجانب سازند و نماز مقدس جمعه را هم به مقاصد سياسی خود بيالايند و به مرکزی برای حمله به ياران امام راحل مبدل کنند. من اما تحمل تمام اين مصائب را برای خود شيرين ساخته ام با يادآوری آنکه چگونه طوفان های سهمگين و فراز ونشيب های دوران سخت پيش از انقلاب و پس از آن سپری شد و چگونه عزم و اراده بی نظير امام و پايداری همراهان پولادين قدم، قساوت و شقاوت ساواک و دژخيمان پهلوی را به لذت پيروزی خون بر شمشير و غلبه حق بر باطل مبدل ساخت. کام من چنان از آن پيروزی ها شيرين است که تلخی برخی مصائب گذرا اثری بر من نداشته و نخواهد داشت.
نيک می دانم که شما نيز در اين مسير در رکاب حضرت امام تمام آن مصائب و سختی ها را تجربه کرده ايد و برخلاف عده ای ديگر، می دانيد که نظام جمهوری اسلامی متکی بر سرمايه ای بسيار گرانبها و رشادت هايی بس فراوان است. شما سی سال در خدمت اين نظام بوده ايد و ميدانيد که اين نظام چه مصائب و مراحل پرخطری را در مبارزه با گروههای التقاطی و الحادی پشت سرگذاشته است و چه هزينه هايی برای اعتلای نظام اسلامی و برقراری حاکميت جمهور پرداخت شده است. وا اسفا اما که امروز دستاورد ما از آن همه رشادت و مقابله با استبداد و عدالتخواهی چيست و به کجا رسيده ايم؟ می بينم که اجلاس خبرگان برگزار می شود و شما نه سخنی در انتقاد از شرايط حاکم بر کشور بر زبان می آوريد و نه انتقادی را بنا به وظيفه خود منتقل می کنيد و از همه عجيب تر در اختتاميه مجلسی بدين اهميت در زمانه ای بدين حد خطير غايب می شويد. از خود می پرسم آيا اين همان اکبر هاشمی است با همان روحيه ای که قبل و بعد از انقلاب در او سراغ داشتيم؟ به ياد می آورم که شما .......چگونه با رشادت در حضور امام نيز هر گاه که مطلبی را لازم می ديديد هرچند که برخلاف نظر امام بود بر زبان می آورديد. به ياد دارم جلسه ای را که در حضور حضرت امام بوديم و ايشان وصيتنامه خود را به ما ابلاغ کردند و نظر خواستند و همه سخن در تاييد گفتند اما شما نکته ای را که داشتيد در خود فرونبرديد و بر زبان آورديد و امام نيز با بزرگواری سخن شما را پذيرفتند و بدان عمل کردند.

جناب آقای هاشمی
شما با رای مردم و نمايندگان آنها در مجلس خبرگان در راس نهادی قرار گرفته ايد که حساس ترين و پراهميت ترين نهاد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران است. نهادی که مطابق اصل ۱۰۸ قانون اساسی عهده دار معماری و نظارت بر راس هرم قدرت در ساختار حکومتی ايران است و مسئول انتخاب و تعيين رهبری و نظارت برعملکرد آن و سازمانهای تابعه اش. اين حقوق و اختيارات را نيز هيچ فردی به آن مجلس نداده است که بخواهد از آن مجلس پس بگيرد و وديعه ای نيست که هر وقت پسنديدند از آن مجلس بستانند. حق آن مجلس در انتخاب و نظارت و مراقبت بر رهبری برآمده از قانون اساسی است و مستظهر به رای ملت ايران. اين مجلس از چنان جايگاهی برخوردار است که هيچ نهادی حق قانونگذاری در خصوص آن را نيز ندارد و اعضای اين مجلس خود حق تعيين شرايط کاری و نظارتی برای خود را دارند.
اجلاس خبرگانی با چنين جايگاهی منحصر به فرد، در شرايط خطير کنونی برگزار شد و پرسش من از شما به عنوان رئيس اين مجلس است که آيا اين مجلس بر اساس وظيفه خود در اين اجلاس عمل کرده است؟ آيا آن نطق های پيش از دستور و آن گزارش و بيانيه ای که صادر شد به واقع پاسخگوی پرسش ها و ابهامات جامعه امروز ايران بود؟ اگر جناب آيت الله دستغيب با آن سوابق درخشان و پايگاه عميق مردمی که دارند نيز در آن مجلس سخنی را از سر دلسوزی گفتند چنان با ايشان برخورد شد و از ضرورت طرد و حذف و تنبيه ايشان سخن به ميان آمد که گويی در آن مجلس جز به تمجيد و تجليل نبايد سخن گفت و هيچ خبره ای حق انتقاد از شرايط کشور را ندارد و دهان آن خبره ای که از هفت خوان شورای نگهبان گذشته و توانسته به مجلس خبرگان راه يابد را بايد با خاک پر کرد تا مبادا جز به مداحی و تجليل از شرايط موجود سخنی بگويد! به راستی که ما به کجا می رويم؟ و اگر قرار بر اين بود و هدف مقدس همه ما در مبارزه با استبداد و استعمار رسيدن به چنين نقطه ای بود چه احتياجی بود به مجلس خبرگان؟ اگر قرار بر اين است که در مجلس خبرگان هيچ خبره ای جز به تاييد سخن نگويد آيا بهتر آن نيست که اجلاس سالانه ای هم برگزار نکند؟ به راستی ديگر چه احتياجی است به هزينه کردن از بيت المال و داشتن ساختمان و دفتر و کارمند واين همه هزينه کردن. آيا بهتر نيست چنين مجلسی را بگذاريد فقط برای روز مبادا که خدای نکرده اتفاقی برای مقام رهبری رخ دهد؟
اجلاسيه مجلس خبرگان برگزار شد و توقع آن بود که نمايندگان مردم در اين مجلس نگاهی موشکافانه به آنچه روز انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و حوادث و بحران های قبل و پس از آن داشته باشند. گمان اما نمی کردم که در اين اجلاس، خبرگان ملت، بحران مبتلا به کشور را "فتنه" بخوانند و چنين به اميد پاک کردن صورت مساله ، سر خويش را به زير برف کنند. به راستی جنابعالی که قبل از انتخابات "آتشفشان" خشم مردم را روشن ديده و آن را اعلام عمومی کرده بوديد چگونه تاييد فرموديد که تصاعد اين آتشفشان را امواج فتنه بخوانند و چنين بی دغدغه از کنار شرايط خطير مترتب بر کشور بگذرند؟
در عجبم که با قانون اساسی، اين ميراث گرانبهای امام و خونبهای شهيدان و ثمره تلاش و پايمردی رهروان انقلاب، و با يکی از اصلی ترين پايه های آن که همانا مجلس خبرگان رهبری است چه رفتاری می شود! و عظمت اين مجلس و جايگاهی که می تواند در حفظ و سلامت نظام جمهوری اسلامی و احقاق حقوق مردم داشته باشد، چه سرنوشتی پيدا کرده است!

رياست محترم مجلس خبرگان رهبری
امام اگر اين مجلس را مايه تقويت رهبری می دانستند منظورشان نه فقط قدردانی و تاييد محسنات که نقد ايرادها از طريق اعمال و انجام وظيفه نظارتی نيز بود. متاسفانه اما جايگاه اين مجلس در سالهای گذشته بدانجا رسيد که نمايندگان ادوار آن همچون آيات عظام رحمت الله عليهم احسان بخش و جمی و عبايی خراسانی و خلخالی و آيت الله عباسی فر را قلع و قمع کردند و تيغ نظارت استصوابی بر گردن آنها نهادند و کسی هم دم بر نياورد که اين چه بلايی است که بر سر خبرگان ملت اين نظام می آورند و مگر آنها چه گناهی کرده بودند که مستحق حذف قرار گرفتند. نتيجه آن سکوت ها است که امروز عده ای به خود جرات می دهند به محض شنيدن صدايی ناخوشايند از يک نماينده، فرياد اخراج و حذف او را سر دهند. غافل از آنکه چنين اختناق و سختگيری هايی آن هم در حق يک نماينده مجلس خبرگان با هيچ عقل سليمی قابل توجيه نيست. چگونه می توان برای مردم توجيه کرد خفه کردن و بستن دهان يک نماينده مجلس خبرگان را که وظيفه ای سنگين برعهده او گذاشته شده است صرفا بدان دليل که حرفی ناخوشايند عده ای زده است؟ اين دم خروس چيزی نيست که بتوان به راحتی از عهده پنهان کردنش برآمد؟ و بايد که مقام رهبری خود وارد عمل شوند و در برابر اين بی حرمتی ها در حق يک نماينده مجلس خبرگان بايستند و ممانعت به عمل آورند. و به راستی آيا مجلسی با اين ترکيب که تحقير عضو آن نيز چنين رايج و ممکن است چگونه می تواند در هنگامه ای سخت و در روز مبادا، تصميمی شايسته و بايسته برای کشور و ملت بگيرد؟

جناب آقای هاشمی
پاسخ شما چيست به مردمی که از وظايف مجلس تحت رياست شما در شرايطی چنين خطير پرسش می کنند؟ آيا اگر مجلس خبرگان در اجلاس خود نگاهی گذرا به آنچه که در چهار سال گذشته بر اين مملکت رفته است می انداخت نمی توانست بسيار بهتر زمينه های پيدايش بحرانی که بر مملکت حاکم است - و شما البته فتنه اش خوانده ايد- را دريابد؟ شما در سخنرانی های قبل و بعد از انتخابات خود بارها به بحران های اقتصادی و به هم خوردن سند چشم انداز در کشور و انحراف از آن اشاره کرده ايد ولی آيا پرداختن به اين بحران ها نبايد جايی در مجلس خبرگان پيدا می کرد؟ آيا در وظيفه شما در مجلس خبرگان نيست که رسيدگی کنيد به آنچه که به نام خصوصی سازی و انجام اصل ۴۴ قانون اساسی انجام می شود و نهادهای تحت نظارت رهبری همچون سپاه و ستاد اجرای فرمان امام (که بنا به فرمانی که امام به بنده و آيت الله حسن صانعی دادند قرار بود حداکثر طی دو سال کليه اموال توقيفی اش يا رفع توقيف و يا با بررسی دقيق در صورت نامشروع بودن مصادره شود و اين ستاد به کار خود پايان دهد؛ ستادی که نوه گرامی حضرت امام نيز بارها گله کرده و درخواست داشته اند که در صورت تعطيل نکردن آن حداقل لفظ "امام" را از عنوان آن بردارند) سهام يک وزارتخانه دولتی را در نيمی از يک ساعت به نام خود می کنند و به نام خصوصی سازی حماسه ای ديگر در ادامه و تکميل حماسه انتخابات رياست جمهوری اخير می آفرينند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به سياست خارجی بدون طرح و برنامه ای که موجب وهن نظام ما در مجامع بين المللی شده است پرداخته شد؟ آيا مشکلات اجتماعی حاکم شده بر کشور و امنيتی کردن فضای سياسی جامعه و دانشگاه ها و مراکز مختلف کشور از هيچ اهميتی برای بررسی برخوردار نبود که اعضای آن مجلس توجهی بدان نکردند؟ به راستی تا چه حد در اين اجلاس به عملکرد برخی سازمانهای تحت نظارت رهبری که نظارت عاليه بر آنها بر عهده شما در مجلس خبرگان است رسيدگی شد؟ آيا مروری نکرديد برآنچه در رسانه به اصطلاح ملی ما می گذرد و افتی که مخاطبان اين رسانه پيدا کرده اند؟ آيا صحبتی در اين خصوص شد که چرا سه کانديدای به ظاهر ناکام شبه انتخابات اخير را در قوطی می کنند و ياران آنها را در سلول انفرادی می اندازند و آنها صرفا در گذر از سلول های انفرادی است که می توانند راهی به آن رسانه ملی آن هم برای پخش اعترافات پيدا کنند و با اين حال درهای اين رسانه اما به روی حاميان کانديدای پيروزخوانده و دادستان محترم کشور باز است که بيايند و سخنان خود را يکسويه عليه کانديداهای ديگر مطرح کنند و بروند؟ آيا شما بر اين نکات واقف نبوديد؟ واقف بوديد و اگر در اين اجلاس به آنها اشارتی نشد آيا اين بدان مفهوم نيست که روحيه عدالت خواهی و رشادت انقلابی از ميان ما رخت بربسته و زايل شده است؟ و امروز به راستی چه پاسخی داريد در برابر آنهايی که مدعی اند اين مجلس وظيفه نظارتی خود را فراموش کرده و به نهادی بی اثر و تبليغاتی مبدل شده است؟ آيا جای آن نبود که اعضای اين مجلس سه کانديدای معترض به نتيجه انتخابات را که همگی از سرمايه ها و خدمتگزاران اين نظام بوده اند فرا می خواند و سخن آنها را می شنيد و پس از آن مبادرت به صدور بيانيه خود می ورزيدند؟

جناب آقای هاشمی
بر خود می بينم که بخشی از تعبير حضرت امام در خصوص جايگاه مجلس خبرگان را برای شما و ديگران يادآور شوم که فرمودند:«اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ای برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهی و ستمشاهی، مسئوليتی را قبول فرموديد که در راس همه مسئوليت هاست، و آغاز به کاری کرديد که سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغ ديده در گرو آن است. تاريخ و نسل های آينده درباره شما و ملت قضاوت خواهند کرد و اولياء بزرگ خدا ناظر آرا و اعمال شما می باشند: والله من ورائهم مُحيط و رقيب. کوچکترين سهل انگاری و مسامحه و کوچکترين اعمال نظرهای شخصی و خدای
نخواسته تبعيت از هوای نفسانی که ممکن است اين عمل شريف را به انحراف کشاند بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد».
و به راستی چه نسبتی است ميان عملکرد کنونی اين مجلس با انچه امام در خصوص جايگاه آن مجلس بر زبان آورده اند و اختياری که قانون اساسی و تدوين کنندگان آن بنا به رای مردم به اين مجلس و نمايند گان آن اعطا کرده است؟ چه جای انکار است که مجلسی چنان مهم در زمانه ای چنين خطير به نهادی بی اثر مبدل شده است. و من مهدی کروبی امروز اين نامه را به شما نوشتم و از باب تذکر و يادآوری اين نکات را بازگو کردم تا به وجدان خويش در برابر امام راحل، انقلاب و مردم شريف ايران عمل کرده و نشان داده باشم که آنچه بر آن مجلس می رود نه به نفع نظام است و نه به نفع مردم و نه تضمين کننده جمهوريت و اسلاميتی که بيش از ۹۸ درصد مردم در فروردين ۱۳۵۸ به آن رای دادند.

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
مهدی کروبی
ششم مهر ۱۳۸۸

۱۳۸۸ مرداد ۲۹, پنجشنبه

خبر مهم وفوری در مورد وزارت کشور ( لطفا اطلاع رسانی کنید )


http://www.facebook.com/note.php?note_id=131372374448&id=126119916664&ref=nf

خبر مهم وفوری در مورد وزارت کشور( لطفا اطلاع رسانی کنید )

از شب گذشته پارکینگ وزارت کشور دوباره مملو از افراد و نیروهای گارد و پلیس ضد شورش شده است. پیش بینی می شود که کودتاچیان در صدد دستگیری شیخ اصلاحات، حجه الاسلام مهدی کروبی هستند. این اقدامات نیز برای جلوگیری از شورش احتمالی است. آماده باشید به محض اعلام خبر دستگیری باید مردم به خیابانها بیایند. لطفا تا وقت هست به همه اطلاع دهید.
وقت کم است رسانه ما هستیم.

۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

کروبی پرده‌ای از برخی حقایق برداشت‌ : "تا حقایق روشن نشود سکوت نخواهم کرد"

منبع : سایت اعتماد ملی
سحام نیوز:‌ مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت: " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار نمي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي‌كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اواخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله آنكه گفتند: كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "
توهین‌ها و عدم توجه به حقوق مردم مرا وادار به پاسخ کرد
دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبال نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد .
در هیچ جای دنیا با معترضین اینگونه برخورد نمی‌شود
"‌ كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه‌اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت: "‌ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظامی و شبه نظامي و لباس شخصي‌ها امري بي‌سابقه بود و چنين است كه انسان‌هاي مسئول، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي‌دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود.
"‌وي افزود:‌" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان‌هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري مي‌خواهند انجام دهند . در واقع ابتدا افراد را به مكان‌هاي نامعلومي منتقل كنند كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه‌اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك، كلانتري، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است. "
خشونت های بی‌سابقه افراد نا آگاه و بی‌تدبیر
كروبي خاطر نشان ساخت: "‌تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده‌اند به طوري كه دندان‌ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه‌ها جان باخته‌اند . اين درحالي است كه معمولا شكنجه‌ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي‌دهند كه او تحت درمان است . بنابراين از اين جهت من مي‌گويم كه خشونت‌هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي‌تدبير صورت گرفته كه بي‌سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته‌اند. "‌

رفتارهاي غرمنطقي بي شمار صورت گرفته است
كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت: " به اندازه‌اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي‌ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي‌دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشتگاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از آمران و مسببان اين حوادث هستيم."
وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي‌رسيد گفت: " ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري از افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند نزد من مي‌آمدند و بيان مي كردند. رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند زمانی كه به منزل زن جواني مراجعه كرده‌اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل آنها مي‌ايستد و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي‌شود،‌هر خواننده‌اي مي‌تواند خودش را جاي آن مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند. "
برخورد ساواک با ما اینگونه نبود
وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت: " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي‌آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي‌كرد كه آنها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پرونده يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي‌آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي‌كند كه تنها به او تذكر مي‌دهند ولي اكنون شاهد آن هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتک مي‌زنند و از اين جهت مي‌گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است."
هدف دفاع از نظام است
كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت:‌" من اين مسائل را طي نامه‌اي به رياست محترم قوه قضائيه، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه‌ها به صورت مكرر بيان كرده‌ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي‌شود مانع از تكرار آن شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه‌اي را به صورت محرمانه به رييس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته‌اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه‌اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده‌اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به آن داده شود و از سوي ديگر خون بچه‌هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد. "
كروبي افزود: "‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده‌ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند "
متاسفم كه اين مطالب از تريبون نماز جمعه مطرح شد
كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت: "‌بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه‌ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه،‌مجلس، وابستگان به نهادهاي نظامي، سايتها و خبرگزاري‌ها، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند. ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد. چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه‌اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي‌گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه‌هاي بين اللملي بردند و فيلمي از آن منتشر شد كه هيچ بيننده‌اي نتوانست آن را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت‌هاي آنها شنيده مي‌شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت. "‌
وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده‌ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار آن پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند . از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر آنان نيستند جاسوس، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند . به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه‌ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،‌وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است . به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي‌دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند . اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده‌اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي‌كنند و آبروي انها را مي ريزند . همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است . "‌ كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :‌"‌ اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري كه زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد . كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "‌
ناگفته هايي از سوابق برخي ائمه جمعه
كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت .
وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد . ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند . "
كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :‌"‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همان اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد . "
كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "‌آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه پاسخ داده مي شد ."‌
کسانی که در سایه رد صلاحیت رقبا به مجلس راه یافته‌اند
مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند . چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي ، محتشمي پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند . "
وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم . "
كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت . وي گفت :‌"‌برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد . "‌وي افزود : "‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد . "‌
جزئيات ماجراي ترانه موسوي
كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح تر از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "‌من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد ؟ و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند ؟ "
وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است . مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند . بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند . براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . پس چند نفر از افراد نظامي ،‌انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه سوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند . در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت :‌" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم " اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد . آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است . برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد . همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و می‌گوید: فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود؟ و او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد چون آنها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم .ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند . در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد . چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند . البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود . "‌
از دروغ گويي مسئولان متاسفم
كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :‌"‌اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است . حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود . "‌
وي تاكيد كرد :‌"‌آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ؟ ولي اين آقايان بسيار بي‌تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند . "
كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت :‌" هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد نا آگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا حرکت امام خمینی برای مبارزه با رژیم پهلوی را به ماجرای کشتار مردم در مسجد گوهر شاد تشبیه کنند . در ماجرای مسجد گوهرشاد مردم علیه کشف حجاب از سوی رضاخان حرکتی کردند که در ان حادثه عده ای کشته شدند . در ماجرای مسجد گوهرشاد شیخ جوانی به نام بهلول سخنرانی می کرد و مردم را به ایستادگی دعوت می کرد که به دنبال حمله نیروها و آغاز کشتار مردم فرار کردند که این شیخ نیز فرار کرد که مدت ها اواره بود و در افغانستان زندانی بود و در اواخر عمر خود به ایران برگشت . در این راستا ماجرایی درست کردند مبنی براینکه این شیخ به خارج رفته و زندگی خوبی دارد . در همان سال ٤١ وقتی که با ماجرای حرکت مبارزاتی امام مواجه شدند در یکی از روزنامه ها همین ماجرای مسجد گوهر شاد را نوشتند تا حرکت امام را با آن مقایسه کنند . درهمان زمان عکس فردی را با کراوات در روزنامه چاپ کردند و نوشتند که این فرد بهلول نام دارد و تاجر آهن است و در خارج زندگی می کند و وضعیت خوبی هم دارد . نوشتند که این ماجرای کشتار گوهر شاد را ایجاد کرده و خودش به خارج متواری شده است . در همان موقع جمعیتی واقعیت را کشف کردند . بهلول واقعی را معرفی کردند . اعلامیه ای مبسوط در مشهد منتشر شد که بر روی آن دو عکس چاپ شده بود. عکس فردی که او را همان تاجر اهن معرفی کرده بود که درخارج زندگی می کند و دیگر عکس بهلول واقعی که سالها در افغانستان زندانی بود . بنابراین حدود 48 سال پيش چنین حادثه ای روي داد و در همان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود و یک خانواده محترم را بیاورند و بگویند که مطلبی را تکذیب کند و این خانواده پس از انکه متوجه می شود این اقدام کلکی به آنها بوده ناراحت شدند. "
كروبي افزود :‌" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتم كه در آن مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است . "‌
وي با اشاره به موثق بودن منبعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :‌"‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است ."‌
لازم باشد مسائلي ديگر را مطرح مي كنم
وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت :‌" در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است . پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند . من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند . نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره‌اي ،‌ نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود . "‌
تا حقایق روشن نشود سکوت نخواهم کرد
كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :‌"‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم در مواقعي كه تفكرات انها را صحيح نمي دانم تذكر داده ام و با انها برخورد كرده ام و البته هزینه ان را نيز پرداخته ام . من در مقابل كسي ايستادم كه هم براي من محترم است و از دوستان بنده مي باشد و از پايگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نيز براي انتخاب او نقش مهمي داشتم ولي اين فرد از هيچ مخالفتي با من دريغ نكرد و در انتخابات دو دوره گذشته رياست جمهوري از من حمايت نكرد ولي من به راه خودم ادامه دادم . بنابراين اين آقايان خيال مي كنند كه با تهمت و افتراهايي كه مطرح مي شود من از ميدان كنار مي روم ولی من مي گويم با مطالبي كه از بوق های نماز جمعه و يا روزنامه ها و رسانه هايي كه مردم نسبت به انها اعتماد ندارند و خوش بين نيستند مطرح مي شود من از ميدان در نمي روم . من در شرايطي عقب نشيني خواهم كرد كه بدون انكه قصد مچ گيري داشته باشيم همه ابعاد حوادث تلخي كه روي داده و موجب ضربه زدن به آبروی نظام شده و موجب طرح مباحثی در داخل و خارج از نظام گردیده بررسي شود و نتايج اين بررسي ها صادقانه و معقول و منطقي به مردم اعلام شود . " وي تاكيد كرد : "‌ در زماني من سكوت مي كنم كه همه ابعاد اين ماجراها بررسي شده و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر كسي كه تخلف كرده متناسب با جرمي كه انجام داده و مطابق با قانون محاكمه شود و هر كسي اشتباهي كرده اشتباه خود را بپذيرد . "
كروبي تاكيد كرد :‌"‌ اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم . "‌
وي افزود : " وقتي كه همه ابعاد قضيه بررسي شد از امام جمعه ها بخواهيم كه بيايند و در نماز جمعه نتيجه را صادقانه مطرح كنند نه اينكه در اظهاراتي، يك طرف محكوم و يك طرف حاكم باشند .

۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

رفراندوم آخرین برگ برنده

"محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران، برای برون‌رفت جمهوری اسلامی از «بحران»، درخواست کرد که مشروعیت دولت برآمده از انتخابات، به همه‌پرسی گذاشته شود." به نقل از وب سایت رادیو زمانه
این پیشنهاد چه اندازه می تواند با نظر افکار عمومی و خواست های معترضان به نتیجه انتخابات نزدیک باشد ؟
آیا باید تک برگ برنده همه پرسی را خرج تایید و یا عدم تایید مشروعیت دولتی کرد که اساساً مشروعیتی برای خود حتی در میان هواداران سابق خود باقی نگذاشته ؟ رفراندوم اتفاق بزرگیست و نیروی عظیمی دارد که این نیرو را از اراده مردمی می کاهد که در آن شکست می خورند . اگر مردمی رفراندومی رسمی و آزاد برگذار کنند نتیجه آن هرچه باشد مورد قبول همه خواهد بود و گروه اقلیت تا مدت ها محکوم به قبول نتیجه همه پرسی هستند . اما آیا شرایط برگذاری رفراندوم آزاد به راحتی حاصل می شود ؟ چه تضمین هایی برای سلامت برگذار شدن این همه پرسی ها وجود دارد ؟ نظارت بین المللی و غیر وابسته به دولت ها و دخالت NGO ها در همه پرسی شرط لازم برای برگذاری رفراندوم است ، آیا حصول این شرایط در ایران امروز ممکن است ؟
آیا در شرایط حاضر که جنبش سبز مردم ایران در ابتدای راه تجربه آکسیون های مدنی و سازماندهی نا فرمانی های مدنی بدون خشونت است و هنوز تا هماهنگی کامل بین مردم و رهبران جنبش زمان لازم است و خواست نهایی مردم هنوز به طور شفاف معلوم نیست زمان خوبی برای برگذاری رفراندوم آن هم برای تعیین مشروعیت کودتایی است که در حال حاضر نه مشروعیت داخلی دارد و نه مقولیت خارجی ؟
چرا باید برای برکناری کودتا گران از چنین نیروی قدرتمند و گرانی استفاده کنیم آیا این خود عقب نشینی و ضعف نشان دادن در مقابل قدرت نمایی کودتا گران نیست ؟ آیا این باعث نمی شود که ما صورت مسئله را که دولت است پاک کنیم و مسئله اصلی که همانا نوع حکومت است به قوت خود باقی بماند ؟ آیا با فرض اینکه دولت کودتا توسط رفراندوم به دولت انتقالی تبدیل شود و در بهترین حالت دولتی مردمی مانند دولت خود آقای خاتمی ایجاد شود خطر تکرار کودتا از میان خواهد رفت ؟ آیا آن دولت فرضی توان ایستادگی در مقابل نهاد های اصلی قدرت را داراست ؟
این ها بخش کوچکی از سوالاتی است که باید قبل از ورود به بحث رفراندوم پرسیده شوند و برای آنها پاسخی صریح دریافت شود ، در غیر ای صورت رفراندوم درمانی موقتی خواهد بود که عوارض آن نا معلوم است و علاج کامل را سخت تر خواهد کرد .


۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

آغاز رقابت های لیگ بر تر فوتبال = پایان خواب راحت برای کودتا گران

با نزدیک شدن به روز های آغاز بازی های فوتبال لیگ بر تر ، بهترین فرصت برای برنامه ریزی و هماهنگی عمومی در راستای تداوم اعتراضات و گسترش جنبش سبز مردم ایران به دست آمده است .
با حضور حد اکثری تماشاگران در تمام بازی های لیگ برتر در سراسر کشور و ایجاد اتحاد میان تماشاگران تمام تیم های حاضر مخصوصاً اتحاد سبز میان طرفداران استقلال و پرسپولیس و سر دادن شعار های هماهنگ ، پوشیدن لباس سبز و رساندن صدای خود به دور افتاده ترین دهات کشور از طریق صدا و سیمای کودتا کابوسی برای کودتاگران ساخته خواهد شد که دیگر هیچ دیکتاتوری در هیچ کجای دنیا هوس کودتا به سرش نزند .
به امید دیدار گرداگرد مستطیل سبز .
شادی نزدیک است .

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

برادر و خواهر ارزشی ( بسیجی ، سپاهی ) آیا می توان نماز جمعه را به دزد اقتدا کرد ؟

مگر نه اینکه هاشمی و فرزندانش دزدند ؟ مگر نه اینکه تو به احمدی نژاد رای دادی چون دست غارتگر بیت المال را رو کرد ؟ مگر نه اینکه همه مشکلات از صدر اسلام تا کنون به گفته رئیس جمهور محبوبت تقصیر هاشمی است ؟ مگر رهبر عزیزت نگفت نظر من به احمدی نژاد نزدیک تر است تا هاشمی ؟ با همه اینها تو هنوز در نماز جمعه این هفته به امامت هاشمی حضور خواهی داشت ؟
اگر آمدی از سه حال خارج نیست یا هاشمی دزد نیست و تو دروغ می گفتی ، یا پشیمان شدی و به جنبش سبز مردم ایران پیوستی یا مزدوری .

۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

انتشار اخبار و اطلاعات بر روی CD ، تجربه ای که مشابه آن را سی سال پیش کردیم و موفق شدیم

خطری که در حال حاضر جنبش آزادی خواهی مردم ایران را تهدید می کند ، فراموشکار بودن افکار عمومی جامعه است . این تهدید ، تهدید کوچکی نیست و ممکن است باعث ایجاد شکاف های عمیق تر میان اقشار مختلف فرهنگی در جامعه شود به این مفهوم که ممکن است عامه جامعه سخت تر از قبل دچار مسائل روزمره و معیشت خود شوند و خواص و دگراندیشان به دلیل بازتاب نیافتن عقاید و عملکردشان در سطح جامعه خسته و نا امید شوند. این مسئله بار ها در دو دهه گذشته برای ایران اتفاق افتاده واین بار خطر آن از همیشه بیشتر است ، پس بهتر است تا زمانی که افکار عمومی جامعه از پرسشگری خود دست برنداشته و نسبت به اتفاقات بی تفاوت نشده است به فکر راه چاره باشیم . برخی معتقدند به دلیل پیشرفت های تکنولوژیک بشر اطلاع رسانی در زمان حال بسیار سریع تر و کارامد تر از گذشته عمل می کند حال آن که نباید از این نکته غافل شد که ابزار و دانش روز فقط در اختیار گروهی خاص قرار ندارد و همه قادرند از آن به سود خود بهره ببرند از طرفی این ابزار قادرند انسان ها را تا حد بسیار زیادی وابسته به خود کنند برای مثال وابستگی به تلفن همراه ، پیام کوتاه ، رادیو ، تلویزیون ، اینترنت ، روزنامه و از این دست ابزار اطلاع رسانی تا قبل از وقایع اخیر برای ما تا این حد ملموس نبود و تنها بعد از محدود شدن و یا ناکارامد شدن آنها توسط کودتا گران جای خالی آنها را به شدت احساس کردیم . حال که این ابزار تا این حد تحت کنترل سرکوب گران است چگونه باید از آنها به بهترین شکل ممکن بهره برد ؟ راه های مختلفی وجود دارند که بار ها حتی در داخل ایران تجربه شده اند و نتیجه مطلوب از آنها حاصل شده برای مثال نوار های کاستی که دوستداران آیت الله خمینی از طریق خط تلفن با وجود خطرات زیاد ضبط و تکثیر می کردند و یا اعلامیه هایی که در زیرزمین ها حروف چینی و تکثیر می شد و مقابله با آنها انرژی فراوانی را از حکومت تلف کرد . این ها راهکار هایی هستند که نه تنها هنوز کهنه نشده اند بلکه به علت در دست بودن ابزار های غیر وابسته در دست عامه مردم کارامد تر و بی خطر نیز شده اند . پس چرا جنبش آزادی خواهی جدید مردم ایران با وجود رهبران قابل اعتماد در داخل و خارج هنوز ابتکار عمل را در دست نگرفته است ؟
این پرسشی است که نباید بی پاسخ بماند ، فراموش نکنید که رسانه شمایید و مسئول نا آگاهی عموم مردم رسانه است .

۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

پیشنهادی برای فراگیر تر شدن کلیپ های روزانه دکتر محسن سازگارا

با توجه به اینکه دسترسی به اینترنت بعد از انتخابات بسیار سخت تر از قبل است و اگر هم ممکن باشد چندان برای عموم مردم قابل استفاده نیست ، به دوستانی که فکر می کنند با افکار و برنامه های اعلام شده دکتر سازگارا موافق هستند پیشنهادی دارم که با هزینه بسیار ناچیز و احتمال خطر نزدیک به صفر در گسترش انتشار کلیپ های روزانه دکتر سازگارا ایفای نقش کنند . به این صورت که :
هر فرد که به اینترنت دسترسی دارد و قادر به آرشیو کردن پیام های روزانه دکتر سازگارا می باشد ، با خریدن فقط 10 عدد CD خام (نهایتاً 3000 تومان) و کپی آرشیو خود بر روی CD ها و قرار دادن آنها در سلفون های مخصوص CD و یا پاکت های کاغذی مخصوص CD و گذاشتن CD ها در نقاط مختلف شهر و یا بیرون انداختن CD از اتوموبیل در حال حرکت خود می تواند به این جنبش کمک کند .
از مزایای این روش می توان به ناشناس ماندن ، ارزان بودن ، سریع بودن ، تاثیر گذار بودن و کارا بودن آن اشاره کرد .
اگر به خاطر داشته باشید در سال های نه چندان دور نامه های دست نویس زیادی به دست همه ما می رسید که نویسنده در آن از قول فلان کس نقل می کرد که فلانی به خواب فلانی آمد و چنین گفت ، و اگر شما این مطلب را تا چند روز آینده 100 بار ننویسید و به 100 نفر ندهید اتفاق بدی برای شما خواهد افتاد و اگر انجام دهید تا چند روز بعد به آرزوی خود خواهید رسید . و گاهی این نامه ها تیراژ چندین هزار تایی پیدا میکرد و بار ها به دست شما می رسید . منظورم از یاد آوری این خاطره این نبود که در CD خود دیگران را تهدید یا امیدوار کنید مقصودم این بود که یاد آوری کنم مردم ما تجربه و توان انجام آکسیون های خود جوش را دارند و ما باید از این پتانسیل بهترین بهره را ببریم .

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

پیشنهاد تکرار راهپیمایی میلیونی روز دوشنبه خونین بعد از نماز جمعه به امامت هاشمی

جمعه این هفته فرصت بسیار خوبی خواهد بود تا حماسه حضور میلیونی و سبز دوشنبه پس از انتخابات را اینبار حساب شده تر و هماهنگ تر و به دور از خشونت ، همراه با شعار های حق طلبانه تکرار کنیم و جنبش را از فاز اعتراضات خاموش به مرحله تجمعات اعتراض آمیز و مشروعیت زا (برای معترضین)و مشوعیت زدا( برای کودتاچیان ) انتقال دهیم . نکته مهم برنامه ریزی برای تجمع بعدی هنگام برگذاری هرتجمع موفق است ، مانند تجربه روز پنج شنبه در میدان امام خمینی

نماز سبز جمعه

یکی از نکات مثبت آقای میر حسین موسوی این است که سالهاست در نمایش جمعه شرکت نکرده ، اما این جمعه از طرف ملت ایران بر ایشان تکلیف است که در نماز سبز عبادی سیاسی جمعه در صف اول حضور داشته باشند و به یومن حضور خود فیض عظیمی را شامل حال مومنین و خس و خاشاک کنند

۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

آکسیون خاموشی سبز ، خوب یا بد ؟ مسئله این است

برای من خیلی مهم نیست که این طرح ها جواب میدن یا نمیدن ، از نظر من موفقیت این طرح ها در این خلاصه میشه که حکومت به اونا واکنش نشون میده ، پس یعنی این نوع آکسیون ها بالقوه برای حکومت دردسر ساز هستند که مجبورشون میکنه به مقابله ، روش مقابله حکومت هرچی که باشه یه نمود خارجی داره مثل قطع کردن برق اتوبان ها یا اعلام تعطیلات رسمی یا تغییر زمان پخش برنامه ها و ... که اون نمود خارجی دو خاصیت داره اولیش برای اونا که تو آکسیون ها شرکت میکنن که موجب دلگرمی میشه دومی برای اونها که خبر ندارند و یا شرکت نمی کنند که باعث آگاهی و پیوستن اونها به این آکسون ها میشه .
آکسیون خاموشی سبز هم یکی از اون نافرمانی های مدنی که من خیلی با اون موافق نیستم چون هم به نظرم نقص داره وهم تا حدودی برای خود ما دردسر ایجاد میکنه درسرش اینه که ممکن در لحظه قطع برق کسانی واقعان نیاز حیاتی به انرژی برق داشته باشن مثل اونهایی که تو آسانسور ها هستن یا بیمارستان های زیادی که امکانات تامین انرژی ناقص یا کمی دارن و یا ... نقص این طرح هم اینجاست که ما برای قبض های برق آخر ماه هنوز برنامه ریزی جامعی نکردیم از نظر من اگه اون هایی که آکسیون مصرف زیاد رو تبلیغ می کنند از حالا جنبش عدم پرداخت قبوض دولتی رو هم آغاز کنند این دو آکسیون مکمل با هم تلفیق میشن و می تونن اثر گذاری بیشتری داشته باشن .