خطری که در حال حاضر جنبش آزادی خواهی مردم ایران را تهدید می کند ، فراموشکار بودن افکار عمومی جامعه است . این تهدید ، تهدید کوچکی نیست و ممکن است باعث ایجاد شکاف های عمیق تر میان اقشار مختلف فرهنگی در جامعه شود به این مفهوم که ممکن است عامه جامعه سخت تر از قبل دچار مسائل روزمره و معیشت خود شوند و خواص و دگراندیشان به دلیل بازتاب نیافتن عقاید و عملکردشان در سطح جامعه خسته و نا امید شوند. این مسئله بار ها در دو دهه گذشته برای ایران اتفاق افتاده واین بار خطر آن از همیشه بیشتر است ، پس بهتر است تا زمانی که افکار عمومی جامعه از پرسشگری خود دست برنداشته و نسبت به اتفاقات بی تفاوت نشده است به فکر راه چاره باشیم . برخی معتقدند به دلیل پیشرفت های تکنولوژیک بشر اطلاع رسانی در زمان حال بسیار سریع تر و کارامد تر از گذشته عمل می کند حال آن که نباید از این نکته غافل شد که ابزار و دانش روز فقط در اختیار گروهی خاص قرار ندارد و همه قادرند از آن به سود خود بهره ببرند از طرفی این ابزار قادرند انسان ها را تا حد بسیار زیادی وابسته به خود کنند برای مثال وابستگی به تلفن همراه ، پیام کوتاه ، رادیو ، تلویزیون ، اینترنت ، روزنامه و از این دست ابزار اطلاع رسانی تا قبل از وقایع اخیر برای ما تا این حد ملموس نبود و تنها بعد از محدود شدن و یا ناکارامد شدن آنها توسط کودتا گران جای خالی آنها را به شدت احساس کردیم . حال که این ابزار تا این حد تحت کنترل سرکوب گران است چگونه باید از آنها به بهترین شکل ممکن بهره برد ؟ راه های مختلفی وجود دارند که بار ها حتی در داخل ایران تجربه شده اند و نتیجه مطلوب از آنها حاصل شده برای مثال نوار های کاستی که دوستداران آیت الله خمینی از طریق خط تلفن با وجود خطرات زیاد ضبط و تکثیر می کردند و یا اعلامیه هایی که در زیرزمین ها حروف چینی و تکثیر می شد و مقابله با آنها انرژی فراوانی را از حکومت تلف کرد . این ها راهکار هایی هستند که نه تنها هنوز کهنه نشده اند بلکه به علت در دست بودن ابزار های غیر وابسته در دست عامه مردم کارامد تر و بی خطر نیز شده اند . پس چرا جنبش آزادی خواهی جدید مردم ایران با وجود رهبران قابل اعتماد در داخل و خارج هنوز ابتکار عمل را در دست نگرفته است ؟
این پرسشی است که نباید بی پاسخ بماند ، فراموش نکنید که رسانه شمایید و مسئول نا آگاهی عموم مردم رسانه است .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر