"محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران، برای برونرفت جمهوری اسلامی از «بحران»، درخواست کرد که مشروعیت دولت برآمده از انتخابات، به همهپرسی گذاشته شود." به نقل از وب سایت رادیو زمانه
این پیشنهاد چه اندازه می تواند با نظر افکار عمومی و خواست های معترضان به نتیجه انتخابات نزدیک باشد ؟
آیا باید تک برگ برنده همه پرسی را خرج تایید و یا عدم تایید مشروعیت دولتی کرد که اساساً مشروعیتی برای خود حتی در میان هواداران سابق خود باقی نگذاشته ؟ رفراندوم اتفاق بزرگیست و نیروی عظیمی دارد که این نیرو را از اراده مردمی می کاهد که در آن شکست می خورند . اگر مردمی رفراندومی رسمی و آزاد برگذار کنند نتیجه آن هرچه باشد مورد قبول همه خواهد بود و گروه اقلیت تا مدت ها محکوم به قبول نتیجه همه پرسی هستند . اما آیا شرایط برگذاری رفراندوم آزاد به راحتی حاصل می شود ؟ چه تضمین هایی برای سلامت برگذار شدن این همه پرسی ها وجود دارد ؟ نظارت بین المللی و غیر وابسته به دولت ها و دخالت NGO ها در همه پرسی شرط لازم برای برگذاری رفراندوم است ، آیا حصول این شرایط در ایران امروز ممکن است ؟
آیا در شرایط حاضر که جنبش سبز مردم ایران در ابتدای راه تجربه آکسیون های مدنی و سازماندهی نا فرمانی های مدنی بدون خشونت است و هنوز تا هماهنگی کامل بین مردم و رهبران جنبش زمان لازم است و خواست نهایی مردم هنوز به طور شفاف معلوم نیست زمان خوبی برای برگذاری رفراندوم آن هم برای تعیین مشروعیت کودتایی است که در حال حاضر نه مشروعیت داخلی دارد و نه مقولیت خارجی ؟
چرا باید برای برکناری کودتا گران از چنین نیروی قدرتمند و گرانی استفاده کنیم آیا این خود عقب نشینی و ضعف نشان دادن در مقابل قدرت نمایی کودتا گران نیست ؟ آیا این باعث نمی شود که ما صورت مسئله را که دولت است پاک کنیم و مسئله اصلی که همانا نوع حکومت است به قوت خود باقی بماند ؟ آیا با فرض اینکه دولت کودتا توسط رفراندوم به دولت انتقالی تبدیل شود و در بهترین حالت دولتی مردمی مانند دولت خود آقای خاتمی ایجاد شود خطر تکرار کودتا از میان خواهد رفت ؟ آیا آن دولت فرضی توان ایستادگی در مقابل نهاد های اصلی قدرت را داراست ؟
این ها بخش کوچکی از سوالاتی است که باید قبل از ورود به بحث رفراندوم پرسیده شوند و برای آنها پاسخی صریح دریافت شود ، در غیر ای صورت رفراندوم درمانی موقتی خواهد بود که عوارض آن نا معلوم است و علاج کامل را سخت تر خواهد کرد .
این پیشنهاد چه اندازه می تواند با نظر افکار عمومی و خواست های معترضان به نتیجه انتخابات نزدیک باشد ؟
آیا باید تک برگ برنده همه پرسی را خرج تایید و یا عدم تایید مشروعیت دولتی کرد که اساساً مشروعیتی برای خود حتی در میان هواداران سابق خود باقی نگذاشته ؟ رفراندوم اتفاق بزرگیست و نیروی عظیمی دارد که این نیرو را از اراده مردمی می کاهد که در آن شکست می خورند . اگر مردمی رفراندومی رسمی و آزاد برگذار کنند نتیجه آن هرچه باشد مورد قبول همه خواهد بود و گروه اقلیت تا مدت ها محکوم به قبول نتیجه همه پرسی هستند . اما آیا شرایط برگذاری رفراندوم آزاد به راحتی حاصل می شود ؟ چه تضمین هایی برای سلامت برگذار شدن این همه پرسی ها وجود دارد ؟ نظارت بین المللی و غیر وابسته به دولت ها و دخالت NGO ها در همه پرسی شرط لازم برای برگذاری رفراندوم است ، آیا حصول این شرایط در ایران امروز ممکن است ؟
آیا در شرایط حاضر که جنبش سبز مردم ایران در ابتدای راه تجربه آکسیون های مدنی و سازماندهی نا فرمانی های مدنی بدون خشونت است و هنوز تا هماهنگی کامل بین مردم و رهبران جنبش زمان لازم است و خواست نهایی مردم هنوز به طور شفاف معلوم نیست زمان خوبی برای برگذاری رفراندوم آن هم برای تعیین مشروعیت کودتایی است که در حال حاضر نه مشروعیت داخلی دارد و نه مقولیت خارجی ؟
چرا باید برای برکناری کودتا گران از چنین نیروی قدرتمند و گرانی استفاده کنیم آیا این خود عقب نشینی و ضعف نشان دادن در مقابل قدرت نمایی کودتا گران نیست ؟ آیا این باعث نمی شود که ما صورت مسئله را که دولت است پاک کنیم و مسئله اصلی که همانا نوع حکومت است به قوت خود باقی بماند ؟ آیا با فرض اینکه دولت کودتا توسط رفراندوم به دولت انتقالی تبدیل شود و در بهترین حالت دولتی مردمی مانند دولت خود آقای خاتمی ایجاد شود خطر تکرار کودتا از میان خواهد رفت ؟ آیا آن دولت فرضی توان ایستادگی در مقابل نهاد های اصلی قدرت را داراست ؟
این ها بخش کوچکی از سوالاتی است که باید قبل از ورود به بحث رفراندوم پرسیده شوند و برای آنها پاسخی صریح دریافت شود ، در غیر ای صورت رفراندوم درمانی موقتی خواهد بود که عوارض آن نا معلوم است و علاج کامل را سخت تر خواهد کرد .